الشيخ أبو الفتوح الرازي
286
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
ايشان را از گوشهء پر خود شير دادى ، پس آنان كه از پر جبريل شير خورده بودند جبريل را بديدندى - و اين روايت محمّد بن جرير الطَّبرىّ است . و هر كجا آن اسپ پاى بر نهادى سبز شدى از زمين . او برفت و پاره اى خاك از جاى سنب آن اسپ بر گرفت ، و گفت : اين اسپى است كه چون به وطى او جاى ( 1 ) قدم او از زمين ( 2 ) مرده زنده مىشود ، ممكن بود كه اين خاك بر جمادى زنند زنده شود آن خاك نگاه مىداشت . چون بنى اسرايل آن حليها در آتش انداختند ، او بيامد و آن پارهء خاك نيز در آتش انداخت ، و گفت : كن . . . عِجْلًا جَسَداً لَه خُوارٌ ( 3 ) . . . ، گوساله اى شو كه آن را آوازى بود . فصار كذلك ، گوساله شد آن زر ، و آواز گوساله كردن ( 4 ) گرفت . ايشان گفتند : اين چيست ؟ گفت : هذا إِلهُكُمْ وَإِله مُوسى فَنَسِيَ ( 5 ) ، اين روايت ابن جرير است از ابن زيد [ 84 - پ ] ، و اين درست نيست . درست آن است كه : سامرى زرگرى استاد بود ، آن حليها بستد و از آن گوساله اى ساخت زرّين و بياورد آن را و بر گذرگاه باد بنهاد و چنان ساخت كه باد به زير او در شدى ، به گلو و دهن او به درآمدى ، خوار را ماندى و بانگ گوساله را ، از آن جا كه مخارق او چنان ساخته بود كه آواز كه از او برون مىآمدى خوار را ماندى ، چون آواز كه از مزمار و يراع بيرون آيد مختلف بود به اختلاف مخارق . چون آواز از گوساله بيرون آمد ، ايشان گفتند : اين چيست ؟ آن ملعون گفت : هذا إِلهُكُمْ وَإِله مُوسى فَنَسِيَ ( 6 ) ، اين خداى شما و خداى موسى است ، موسى خداى را اين جا فراموش كرد و او آن جا رفت ، و براى آن از حيوانات گوساله اختيار كرد كه او گوساله پرست بود . و ابو العاليه گفت : براى آن ، آن را عجل خواند كه او به تعجيل كرد ، پيش از آمدن موسى مردم را بدان ضالّ كرد ، چنان كه خداى تعالى گفت :
--> ( 1 ) . مج ، وز : به وطى جاى ، دب ، آج ، لب : كه هر جاى . ( 2 ) . دب ، آج ، لب : قدم او نهد زمين ، فق : هر جاى قدم نهد ، مر : جايى كه او قدم نهد اگر . ( 3 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 88 . ( 4 ) . مر : او گوساله راى بر گردن . ( 5 ، 6 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 88 .